تبليغاتX
دست نوشته های یک جنازه!
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 19:56 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ |


سلام

تابستون هم تموم شد

تازه شانس آورديم يه روز هم بهش اضافه شد وگرنه الان من سر كلاس رياضي.فيزيك يا يه همچين چيزي نشسته بودم(البته من درساي مورد علاقه مو گفتم چه بسا....)

الان هم دارم آخرين لحظه هاي تابستونمو سپري ميكنم گرچه تعطيلاتم هم چنگي به دل نميزد ولي از صبح تا شب درس خوندن بهتره!

تو اين يه سال(از اول مهر پارسال تا الان) هيچ وقت به اين اندازه لحظه هام هدر نرفته بود

واسه اولين بار تو عمرمه كه آرزو ميكنم به يه سال گذشته برگردم

بزرگترين اشتباهاتي رو كه ميتونستم بكنم رو كردم و در عوض كدوم راه درست رو رفتم؟؟هيچي!

نميدونم امسال قراره چه دست گلي به آب بدم ولي خدا كنه گلاي من خشك بمونن...

ختم كلام اينكه مثل من و... شيطوني نكنيد.جلف بازي در نياريد.بي فكر نباشيد.به دور دست ها نگاه كنيد نه لحظه هايي كه الان داريد

خب ديگه بسه خيلي مادر بزرگ شدم

باي باي

پ.ن:به خدا این دفعه جدی جدی آپ کردم

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 18:32 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ |


 

يه ماهه هر چي به مغزم فشار ميارم كه يه چيزي بنويسم تو وبلاگم مخم هنگ ميكنه

تا ميام فكرمو متمركز كنم يادم به يه سال پيش اين موقع ميفته

اصلا حناق گرفتم.فكرم، زبونم، قلمم فلج شده

يه ماهه حتي دستم طرف قلم وكاغذ هم نرفته

اينم امروز آپ كردم كه ضايع نباشه

راستي من و دوستي جونم يه وبلاگ گروهي درست كرديم.حتما بريد و نظر بديد

البته هنوز پا نگرفته.ولي قراره بعدا بتركونيم

http://ahoora-eblis.blogfa.com

آخ آخ دوباره هنگ كردم.همينم خيلي هنر كردم نوشتم

نميدونم چم شده؟؟؟؟؟؟

error میدم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 20:27 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ |


http://poker-16.blogfa.com
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:15 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ


سلااااااااااااامممم

باورم نميشه!

يه سال گذشت.و خيليم زود گذشت...

ايشاْلا صد ساله بشي عزيزم!!!

تو اين يه سال خيلي در كنار وبلاگم بهم خوش گذشت

و

مهمتر از هر چيزي اينكه كلي دوستاي خوب تو همين وبلاگ پيدا كردم:

اولين نفر آقا صادق ه

داداش امين متخلص به بي جنبه

دوستي جون گل خودم دلارام كه اگه چيزي به اسم وبلاگ نبود تو مدرسه باهاش آشنا نميشدم

الهه جوجو(به همون دليل بالا)

آقا كيان(my doom)

ميلاد و سلمان از بر و بكس رپر امارات

آقا مهدي كه به خاطر هنگ كردن بلاگفا بر اثر يه اشتباه باهاش آشنا شدم

امير حسين عزيز(روزگار ما)

شكوفه جون نويسنده ي وبلاگ آلبرت انيشتين

كسري بي معرفت كه بعد سال ها تو وبلاگم پيداش كردم

مرتضي(به قول خودم كامران!)

و آخرين نفر علي آقاي گل(داداش گل خودمه!)

اگه كسي رو از قلم انداختم به بزرگي خودتون ببخشيد.

اينم چند تا عكس و دست نوشته كه كادوي تولد وبلاگمه:

 

راستي ميخواستم قضيه ي اينكه اسم وبلاگم شد "ابليس" رو بگم.

جريان از اين قراره كه من وقتي اومدم وبلاگ درست كنم نميدونستم كه مثلا" "نام كاربر" همون user nameه!

و ميشه آدرس وبلاگم:D

اون موقع من كلي اسم هاي مختلف زدم ولي همشون به ثبت رسيده بود

واسه همين عصباني شدم و نوشتم eblis-23

ولي الان اصلا" ناراحت نيستم از اينكه آدرس وبلاگم ابليسه!

تازه كلي هم خوشحالم:D

راستی بعد یک سال عنوان وبلاگم از "من و وبلاگم" به "دست نوشته های یک جنازه" تغییر پیدا کرد(نظرتون در این مورد رو هم بگید)

تو اين يه سال من از چند تا از پست هاي وبلاگم بيشتر از همه خوشم اومد:

bi gham na,bi angize zistan!

تنها

1سال گذشت...

this valentine

ضماير

ميخواستم شما هم راي بديد كه بين اين چند تا پست شما از كدومش خوشتون مياد؟

خب کم کم مهمونی هم تموم شد...ابلیس هم یه ساله شد.منتظر کادوهاتون هستم(نظراتون)

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 22:1 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ |


بی غم نیستی

(ولی)انگیزه نداری

 

تو قفس نیستی

(ولی) آزادی نداری

 

تو گور نیستی

(ولی)بهونه واسه زندگی نداری

 

عاشق نیستی

(ولی) دلیلی واسه دیوونگی نداری

 

game over نیستی

(ولی) نای ادامه ی بازی رو نداری

 

مست نیستی

(ولی) اعتماد واسه "راستی" نداری

 

تو تاریکی نیستی

(ولی) چشم دیدن نور رو نداری...

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 13:11 توسط Ψآرمیتا ابلیسΨ |